|
چـــپ یعنـــی چـــه؟
کتابهای مارکس پرفروش شدهاند. در رسانهها از "چرخش به چپ" سخن در
میان است. در آلمان بر خلاف بسیاری پیشبینیها "حزب چپ"
توانست خود را تثبیت کند. در یونان و هلند، چپ به طور آشکاری شروع به
رشد کرده است. در فرانسه یک حزب تازهی چپ تأسیس شده است.
ولی منظور از "چپ" چیست؟ این بحثی است که هرازگاهی بالا میگیرد. در
آلمان، پس از سقوط "جمهوری دموکراتیک آلمان" و برچیده شدن دیوار برلین،
بحث کردند که حالا دیگر چپ چه معنایی دارد. پس از سقوط شوروی نیز همین
بحث را کردند. سال پیش، به مناسبت چهلمین سالگرد جنبش
۶۸
باز از پی معنای چپ پرسیدند و امسال دوباره میپرسند که "چپ یعنی چه؟"،
این بار با نظر به بحران اقتصادی جهانی.
در روزنامهی "فرانکفورتر روندشاو" مدتی است که این موضوع دنبال
میشود. میروند سراغ شخصیتهای چپ − هنرمند و نویسنده و سیاستمدار −
و از پی درک امروزی آنان از چپ میپرسند. مقالهی لوتر بیسکی را در
چارچوب همین بحث انتشار دادهاند.
پروژهی چپ
بیسکی مینویسد که ویژگی چپ امروزین این است که «دیگر ایدئولوژیهای
فراگیر و سازههای نظری جامع را مبنای حزبیت سیاسی قرار نمیدهد، بلکه
خود را روی عمل مشترک گرد برخی گرانیگاهها متمرکز میکند». چپ به نظر
بیسکی مجموعهای از پروژههاست: پروژههایی برای تحقق عدالت اجتماعی،
صلح و خلع سلاح، مشارکت دموکراتیک شهروندان، تخصیص آموزش و فرهنگ به
همگان.
چپ، تاریخ خود را دارد که شامل تاریخ ناکامیها و اشتباهها نیز هست.
بیسکی با نظر به آنهاست که میگوید زبالههای آن را نمیتوان دور ریخت.
کاری که میتوان به نظر او کرد «گسترش دید» است. جریانهای سنتی ممکن
است سر جای خود بمانند، اما به نظر بیسکی چپی دارد شکل میگیرد که از
قفس تاریخ بیرون میآید، در عین حال ریشههای خود را فراموش نمیکند.
با نظر به این چپ است که بیسکی امید دارد جریانهای قدیم چپ از
پیشداوریهایی که در مورد هم دارند، دست بکشند. مقالهی او با انتقاد
به این پیشداوریها آغاز میشود. او با اینشتاین همصدا میشود که گفته
است در زمانهی ملالانگیزی زندگی میکنیم که در آن شکستن اتم سادهتر
از شکستن پیشداوریهاست.
خواست پیشرفت
پیش از لوتار بیسکی، روزنامهی "فرانکفورتر روندشاو" (در شمارهی
۶
فوریه) از فرانتس مونتِفرینگ
(Franz Müntefering)
، رئیس حزب سوسیال دموکرات آلمان مقالهای با عنوان "چپ چیست" چاپ کرده
بود.
مونتفرینگ در این مقاله این مختصات را برای چپ برمیشمرد:
چپ در درجهی نخست آزادیخواهی است.
چپ یعنی عدالت، و «عدالت، اساس آزادی است».
چپ یعنی همبسته بودن و اجتماعی بودن. «نیروی همبستگی اساس و تجربهی
مرکزی جنبش کارگری است.»
چپ یعنی دموکراسی. «ایدهی دموکراسی یعنی حکومت مردم، کهنتر از ایدهی
چپهاست. اما این چپها بودند که این امر را تثبیت کردند که همه
انسانها در نظر و عمل همارزش شناخته شوند.»
چپ یعنی صلحخواهی و همبستگی بینالمللی. «انترناسیونالیسم جنبش کارگری
سنت خوب و منشی لازم است. هدفهای چپ جهانی هستند.»
چپ یعنی پراگماتیسم. «اندیشهی مرکزی جنبش سوسیالدموکراسی آزادی فرد
بوده است و خواهد بود. آزادی افراد در درجهی نخست آزادی مغزهای آنان
است، توانا شدن آنان برای آزاد شدن است.» «آزادی هم راه است هم هدف.»
و سرانجام اینکه چپ، ترقیخواهی است. چیزی که مونتفرینگ بر آن تأکید
ویژهای میکند، خواست پیشرفت است. چپ از نظر او باور به تغییرپذیری
وضعیت است در جهتی بهتر. چپ یعنی «خواست پیگیر پیشرفت». چپ یعنی این که
«پیشرفت ممکن است».
اما پیشرفت یعنی چه؟ نگاه مونتفرینگ به پیشرفت پراگماتیستی است. او
پیشرفت را در چارچوب مسائل زمان تعریف میکند. او در اول نوامبر
۲۰۰۷
در مصاحبهای با روزنامهی "زوددویچه تسایتونگ" چپ را چنین معرفی کرده
بود: چپ نیرویی است که کار ایجاد میکند.
معرفی کتاب
مقالهی فرانتس مونتهفرینگ در "فرانکفورتر روندشاو"، خلاصهی مقالهای
است که او برای کتابی با نام «امروز چپ چیست؟ تزهایی برای سیاست
آینده»، نوشته است. این کتاب که مشخصات آن در زیر آمده است، حاوی
۶۸
تز است. اصل بحث مطرح در آن به یک کنگرهی جوانان سوسیال دموکرات آلمان
برمیگردد. تزهای آن کنگره با مجموعهای از مقالهها از نویسندگان
مختلف تکمیل شدهاند.
منبع: سایت رادیو دویچه وله
Franziska Drohsel (Hg): Was ist heute links? Thesen für eine
Politik der Zukunft, Campus Verlag, Frankfurt 2009.
[1642]
|