|
آیا قسم حضرت عباس را باور کنیم
و یا دم خروس حکومت
ایران را؟!
جمهوری اسلامی، این پولها را از بیت المال ملت گرسنه و محنت
زده ی ایران در اختیار
حزب الله لبنان می گذارد تا اهداف شوم این رژیم را در منطقه
تحقق بخشند.
مهدی فراهانی ، برلین
خبرگزاری
روسی نووستی روز دوشنبه (12 ماه مه 2008 برابر با 22
اردیبهشت 1387) به نقل از خبرگزاری
Debka
نوشت: " چندی پیش رژیم ایران به حزب
الله لبنان 35 قایق تندرو تحویل داده که در کارخانه های متعلق
به سپاه پاسداران
انقلاب اسلامی ایران ساخته شده است.
بنا بر اطلاعات این خبرگزاری، قایق ها می
توانند به سیستم های غیر مجاز تسلیحاتی نیز مجهز شوند و حزب
الله تنها نیروی نظامی
است که در دریای مدیترانه از چنین تجهیزاتی برخوردار است.
در ادامه این خبر
گفته می شود که عرضه قایق ها اواسط ماه آوریل از طریق بندر
لاذقیه سوریه انجام شد و
پس از آن قایق ها توسط خودروهای باری به مناطقی جنوبی تر از
بیروت انتقال یافت. در
آنجا سازمان احمد جبرئیل که اکنون از سپاه پاسداران انقلاب
اسلامی ایران فرمان می
گیرد، سیستم تونل های زیر زمینی دارد که در سال های دهه 70
توسط متخصصین آلمانی
ساخته شده بودند. این تونل ها از ضربات هوایی و دریایی در امان
هستند و در صورت
ضرورت می توانند بطور پنهانی وارد دریا شوند.
چندی پیش نیز اسرائیل اعلام کرد
که گروهک تروریستی حزب الله با کمک ملایان تهران ورژیم بعث
سوریه، تعداد موشکها و
تجهیزات نظامی خود را نسبت به پیش از جنگ 33 روزه میان حزب
الله و اسرائیل در سال
2006،
سه برابر کرده است!
بر کسی پوشیده نیست که حزب الله لبنان و سرکرده این
گروهک، شیخ حسن نصرالله، از سوی رژیم اسلامی تهران حمایت
مالی و تسلیحاتی می شوند
و ملاهای حاکم بر ایران در تقویت و گسترش این گروهک مزدور نقش
مادر را ایفا می
کنند. این در حالی است که رژیم جمهوری اسلامی، همواره با
دروغگویی و عوامفریبی،
حمایت مالی و نظامی خود را از حزب الله تکذیب کرده است.
عجب اینکه در راستای
حمایتهای زنجیره ای رسانه ای از حزب الله لبنان، جاناتان
مارکوس خبرنگار دیپلماتیک
بی بی سی نیز این گروهک را "یک گروه پویا و جنبش کاملاً
لبنانی!" می داند، در حالی
که این خبرنگار، دانسته یا نادانسته، مغرضانه یا ناآگاهانه،
تمامی نشانه های
سرسپردگی این گروه به ایران و سوریه را نادیده می گیرد و سخنی
از منشأ و منبع
حمایتهای مالی و تسلیحاتی حزب الله به زبان نمی آورد!!
سوال اینجاست که اگر حزب
الله لبنان حمایت مالی ، فنی و نظامی از ایران و سوریه دریافت
نمی کند و یک جنبش
مثلاً لبنانی است، پس این همه سلاح و پول و امکانات عریض و
طویل را از کجا بدست
آورده است؟!
مسلماً حزب الله لبنان نه نفتی برای فروش دارد که بتواند این
همه
امکانات مالی در اختیار داشته باشد، نه تولیدات صنعتی و
کشاورزی دارد که از آن محل
بتواند بودجه خود را تامین کند، نه دارای کارخانجات نظامی و
تسلیحاتی پیشرفته برای
تولید انواع و اقسام موشکهای میان برد، کوتاه برد ، دور برد و
سلاحهای گوناگون می
باشد و نه تخصص، تجربه و دانش لازم را برای راه اندازی
تلویزیون و شبکه مخابراتی
دارد.
حال آیا حزب الله لبنان و پشتیبانان این گروه می توانند به این
سوال پاسخ
دهند که این گروهک دست نشانده، پول، اسلحه و امکانات گسترده
خود را از کجا و چگونه
بدست می آورد؟ آیا باید قسم حضرت عباس را باور کرد و یا دم
خروس را؟!
هنوز به
یاد داریم که پس از جنگ 33 روزه میان تروریستهای حزب الله و
ارتش اسرائیل، این
گروهک به هر شیعه لبنانی که ادعا میکرد خانه خود را در جنگ از
دست داده است، 12
هزار دلار پول نقد ِ بلاعوض پرداخت میکرد! این پولهای بی زبان
از کیسه کدام ملت
نگون بخت بذل و بخشش میشوند؟
مگر
نه این است که حکومت تروریست پرور ِ جمهوری
اسلامی، این پولها را از بیت المال ملت گرسنه و محنت زده ی
ایران در اختیار مزدوران
حزب الله لبنان می گذارد تا اهداف شوم این رژیم را در برهم
زدن صلح و آرامش در
منطقه تحقق بخشند؟!
در حالی که در زمستان سخت ، مدارس ایران به خاطر کمبود
بودجه سوخت ندارند و دانش آموزان خردسال در سرما با دستانی
یخ زده بر سر کلاسهای
درس حاضر میشوند، و در حالی که میلیونها ایرانی زیر خط فقر
مطلق زندگی می کنند و
خوردن گوشت به یکی از رویاهای آنان بدل شده است، و در حالی که
دختران جوان برای
لقمه ای نان در خیابانهای تهران تن فروشی می کنند و یا در
حراجیهای دبی به شیوخ
عرب فروخته میشوند، رژیم ایران به چه مجوزی و با پول چه کسی
برای لبنان پل میسازد و
مدرسه و درمانگاه ایجاد می کند و دهها هزار مزدور را خرج میدهد
و پروار می کند تا
گوش به فرمان اوامر ملاهای تهران برای فتنه انگیزی باشند؟!
اصولاً لبنانی که
دولت و ارتش متعارف دارد، برای دفاع از خود چه نیازی به یک مشت
شبه نظامی ای دارد
که از خارج دستور می گیرند؟! مگر نه این است که این گروهک
تابحال تنها درد و محنت و
جنگ و بدبختی و خونریزی برای مردم لبنان به ارمغان آورده است؟!
هنوز مدت زیادی
از جنگ 33 روزه اسرائیل و حزب الله که نتیجه تجاوز این گروه
به خاک اسرائیل و
گروگانگیری و قتل سربازان اسرائیلی بود و آنهمه ویرانی و
کشته برای مردم لبنان و
اسرائیل به بار آورد نگذشته ، که این گروهک بار دیگر به دستور
اربابان خود در تهران
و دمشق دست به فتنه و آشوب زده و این بار نه برای کشتن
سربازان اسرائیلی، بلکه
برای برادر کشی و ریختن خون مردم لبنان دست به اسلحه برده و
عربده کشان در
خیابانهای بیروت و طرابلس مبارز می طلبد!
هر خونی که در لبنان بدست حزب الله
بر زمین ریخته شود، مسئول مستقیم آن رژیمهای تروریست پرور
جمهوری اسلامی و سوریه
هستند که با تجهیز یک مشت مزدور و خود فروخته به نام حزب الله،
آرامش، امنیت و صلح
و رفاه را از ملت نگون بخت لبنان ربوده اند.
از آنجایی که تحولات لبنان و مسائل
آن تاثیر مستقیم و غیر مستقیمی بر کشورهای منطقه و زندگی مردم
دارد، نمیتوان از
کنار مساله لبنان به راحتی گذشت. فتنه انگیزیها و آشوبهایی که
حزب الله لبنان گاه
و بیگاه با دستور ملاهای حاکم بر ایران برپا میکند، میتواند
زمینه ساز به آتش کشیده
شدن منطقه و بروز جنگی فراگیر شود و هر لحظه آتش زیر خاکستر را
در منطقه پربحران و
حساس خاور میانه شعله ور کند.
متاسفانه جامعه جهانی و سازمان ملل متحد در
برخورد قاطع و لازم با گروهک تروریستی حزب الله لبنان از خود
اراده و انگیزه لازم
را نشان نمیدهند و به همین دلیل با وجود استقرار نیروهای
یونیفل در مرزهای لبنان و
تصویب دو قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل برای خلع سلاح حزب
الله، سیل اسلحه ،
مهمات و پول از سوی رژیم های ایران و سوریه برای این گروهک
جانی سرازیر است که به
راحتی مرزهای لبنان را در می نوردد و به دست حزب الله میرسد.
حزب الله لبنان
چیزی نیست جز شاخه ای هرز از درختی با ریشه های فاسد به نام
جمهوری اسلامی ایران.
برای خشکاندن این شاخه ی هرز، باید ریشه ی فاسد را از جا
درآورد تا دیگر چنین
شاخه های زائدی در منطقه نرویند. تا زمانی که جمهوری اسلامی
بر سرکار است، مردم
منطقه روی صلح و آرامش نخواهند دید و هرچه جامعه جهانی در
برخورد با رژیمی صلح
ستیز و فتنه گر به نام جمهوری اسلامی که بقای آن در گروی
ایجاد آشوب و بحران است،
سستی و رخوت به خرج دهد و تنها به منافع اقتصادی کوتاه مدت
بیاندیشد، دستیابی به
صلح و برقراری امنیت در منطقه استراتژیک خاور میانه، بیش از
پیش دور از دستیابی
خواهد بود و دود این آتش، چشمان برق زده ی حکومت های معامله
گر با جمهوری اسلامی
را نیز در امان نخواهد گذاشت.
مهدی فراهانی - برلین
|