به پای میز محاکمه کشاندن جنایتکاران و ناقضین حقوق بشر
ابزار و راهکارهای موجود در حقوق بین الملل و قانون جزائی حقوق بین الملل آلمان




 15.08.2008 / 25
مرداد 1387، سایت انتگراسیون
 
تنظیم سوالات و ترجمه: حنیف حیدرنژاد 

 مصاحبه زیر در بیستمین سالگرد کشتار زندانیان سیاسی در تابستان 67 و به یاد همه آنانکه در سی سال گذشته در حاکمیت جمهوری اسلامی ایران حقوق اولیه انسانی شان پایمال شده است با این هدف منتشر میشود که قربانیان و بازماندگان جنایت های جمهوری اسلامی فراتر از برگزاری جلسات یادبود ( که بنوبه خود بسیار هم با ارزش است)، به آن بیاندیشند که با فعال شدن در عرصه حقوقی، زمینه های به محاکمه کشاندن سران رژیم جمهوری اسلامی را زمینه سازی کنند. این مصاحبه با نگاهی به تازه ترین موفقیت ها در این زمینه که مربوط به شیلی میباشد، تلاش دارد تا با اشاره به یکی از گروه های فعال حقوق بشری آلمان در این زمینه، تجارب موجود در این عرصه را به ایرانیان منتقل نماید
مصاحبه با آقای   ِکنوت  رآوخفوس و خانم  بیانکه  ِشموُلتزه  دوتن از فعالین حقوق بشری در کمپین "عدالت درمانگر- Gerechtigkeit heilt" ، بخشی از مبارزه جهانی برای به مجازات کشاندن جنایتکارانی که از قرار گرفتن بر روی صندلی اتهام فرار میکنند.
 


سوال: در تاریخ 27.05.2008 ( 6 خرداد 1387) در شیلی حدود 100 نفر از کارگزاران و مسئولین مرتبط با دستگیری  و شکنجه در زمان دیکتاتوری پینوشه دستگیر شدند. این واقعه را باید حساب پیشرفت روند دمکراتیک در شیلی گذاشت یا نشانه ای است از فشارهای بین المللی؟

 

heute05[1].JPG

     ِکنوُت رآوخفوس


 
رآوخفوس: دستگیریهای به وقوع پیوسته در تاریخ 27 ماه مه واقعه ای استثنائی است، بویژه به این دلیل که قبلا هیچگاه هیچکدام از جنایتکاران دوره دیکتاتوری در شیلی دستگیر نشده بودند. این دستگیری ها بخشی از یک کیفر خواست بود که  کوته زمانی قبل از مرگ پینوشه،  برعلیه او اقامه شده بود. این کیفر خواست در مورد 119 نفر از ناپدید شدگان بود که به قتل رسیده بودنددر آنزمان در چهارچوب طرح " عملیات کوندور" و  در یکی از زیر مجموعه های آن طرح بنام " عملیات کلومبو" ، تلاشی در کار بود تا این جنایت به صورتی گمراه کننده، آنهم به روشی که آنزمان از دیکتاتوری نظامی حاکم بر شیلی غیر عادی مینمود، پرده پوشی شود. بدلیل بالاگرفتن انتقادات مربوط به مفقود شدگان و بویژه بعد از آنکه یک " سازمان حقوق بشری  مسیحی شیلی" لیست بالا بلندی از نام ناپدیدشدگان را منتشر نمود، دیکتاتوری  نظامی حاکم بر شیلی به کمک دیگر دیکتاتورهای کشورهای نزدیک به خود در آرژانتین و برزیل در صدد برآمد که در اقدامی مشترک با آنها به یک اقدام گمراه کننده دست بزنند. آنها در دو روزنامه که خود به همین منظور در آرژانتین و برزیل تأسیس کرده بودند اقدام به انتشار اسامی ناپدید شدگان نموده و حتی برخی از اسامی را با املاء غلط منتشر نموده و مدعی شدند که گروهای اپوزسیون با هم درگیری داشته و خودشان خودشان را کشته اند.
حتی چهر های ماسک زده ای از اجساد را به نمایش گذاشتند که البته اصلا ربطی به ناپددیشدگان واقعی نداشتند. حال در ارتباط با همان عملیات و طرح گمراه کننده است که تعداد زیادی، یعنی 98 نفر از نظامیان، نیروهای اطلاعاتی و حتی افراد غیر نظامی دستگیر شده اند. اگرچه این دستگیریها مشخصا به دلیل فشارهائی از خارج انجام نشده، اما باید تأکید کرد که در مجموع، بازنگری جنایتهای دوران دیکتاتوری در شیلی و نیز بازداشت ژنرال پینوشه در لندن، حاصل فشارهای بین المللی بوده است.

 
سوال: چطور شد که اصلا دستگیری و بازداشت پینوشه امکان پذیر شد و چطور شد که او حکم جلب را پذیرفت و چطور بود که با وجود چنین حکم جلبی او توانست مصونیت خودش را حفظ کند؟

 
رآوخفوس: دستگیری دیکتاتور سابق شیلی، ژنرال آگوستو پینوشه در 17 اکتبر 1998 تقریبا در 10 سال قبل در لندن، یک  واقعه مهم  در جریان مبارزه بر علیه آنانی است که با وجود تخلفات سنگین در زمینه نقض حقوق بشر، تلاش دارند تا از مجازات بگریزند. در اساس میتوان سیاست جهانی مرتبط با حقوق بشر، و نیز معاهدات و قوانین بین المللی را در آنچه در 17 اکتبر و نیز در 25 آگوست در ارتباط با دستگیری و  پرونده ای که در ارتباط با استرداد پینوشه به جریان افتاد و درارتباط با  وقایع بعد از آن دخیل دانست.
این پرونده، اگر چه منجر به آن نشد که دیکتاتور سابق شیلی به اسپانیا مسترد شود، اما توانست خیلی استانداردهای جدید حقوقی را تعیین کرده و بدنبال بیاورد که به لحاظ بین المللی بسیار با اهمیت هستند. البته که متأسفانه پینوشه موفق شد از این حکم جلب، جان سلام بدر ببرد، اما این به این خاطر نبود که چون دادگاهی حکم بر بی گناهی اش صادر کرده بود. بلکه به این خاطر بود که دولت وقت در لندن، فراتر از حکم دادگاه وارد عمل شد و او را ( پنوشه را) بدلایل سلامتی جسمی به شیلی باز گرداند.

 imm003[1].JPG

 imm023a[1].JPG

سانتیاگو- شیلی، 2004 : تظاهرات مادران و بازماندگان قربانیان دیکتاتوری برای اجرای عدالت

 


در لحظه ای که پینوشه در فرودگاه سانتیاگو در شیلی فرود آمد، آشکارا از صندلی چرخدارش پیاده شد و بپا ایستاد و با پای پیاده مسیرش را ادامه داد. اگر چه او آنموقع از دستگاه حقوقی وعدالت جان سالم بدر برد، اما در شیلی نیز اینچنین شد که  بهمنی از اعتراض بر سرش خراب شد. هزاران اعلان جرم بر علیه شکنجه های اعمال شده [ در دوران دیکتاوری نظامی] و نیز شخص پینوشه به جریان افتاد و او باز از همه اینها بدلیل محضوریت های پزشکی در میرفت. اما در واقع او نتوانست نهایتا موفق شود، چرا که درست کوته زمانی قبل از مرگش محاکمه ای بر علیه او به جریان افتاداحتمالا همین مسئله بود که منجر به سکته قلبی او شد، به نحوی که بطوری سمبلیک درست در روز جهانی حقوق بشر نیز منجر به مرگش گردید.

 
سوال: آیا میتوان اینکه بلاخره هیچگاه پینوشه در مقابل دادگاهی برای پاسخگوئی به جنایتهایش حاضر نشد را یک شکست برای عدالتخواهی قلمداد کرد؟ 

رآوخفوس: نه، مطمعنا اینکه پینوشه هیچگاه در دادگاهی به محاکمه کشید نشد را، نمی توان یک شکست نامید. اما مطمعنا همه ما بسیار مایل بودیم که  به هنگام مرگ، او را در زندان ببنیم تا در خانه اش.اما به هر حال این یک واقعیت است که بر علیه پینوشه اعلان جرم گردید، بر علیه او در لندن پروند ه استرداد به جریان افتاد، دستگاه قضائی شیلی نیز در چندین مورد تلاش کرد تا او را به محاکمه بکشد و سرانجام اینکه دستگاه قضائی شیلی موفق به دستگیر های منجر به همین مسئله ای که در موردش صحبت میکنم، یعنی عملیات کلمبو، گردید. اینها همه پینوشه را کاملا بی اعتبار ساخت، و این نهایتا خیلی مهم بود. چرا که او از نظر شیلیا ای ها، چه طرفدارانش و چه آنان که از سوی او تحت تعقیب بودند، کسی بود که فراتر و مافوق هر قدرت و هر چیزدیگری  بر همه چیز کنترل داشت، این چنین مردی [ که میبایست] به مرگی طبیعی میمرد، به یک باره تا حد یک مجرم عادی که باید در برابر دادگاه قرار میگرفت نزول کرد، اگر چه هیچگاه این امر محقق نشد، اما نهایتا این موضوعی است که در ماجرای پروند مربوط به پینوشه به لحاظ فرهنگ سیاسی مهم و قابل اهمیت میباشد. به همین دلیل است که میتوان گفت: البته این تا حدی یک شکست برای عدالت محسوب میشود که او به زندان نیافتاد، اما به لحاظ سیاسی بدلیل این پرونده ها او کاملا بی اعتبار شده و قدرتش را از دست داد.

 
سوال: به مقابل دادگاه و به محاکمه کشاندن دیکتاتورها و یارانشان و آنانرا در مقابل مسؤلیتهایشان به پاسخگوئی کشاندن، انگیزه اصلی کمپین " عدالت درمانگر" میباشد، کمپینی که شما هر دو عضو آن هستید. میشود کوتاه در مورد فلسفه واهداف این کمپین توضیح داده و در مورد موفقیت هایتان گزارش کوتاهی بدهید.

 LH6S8349[1].JPG

   بیانکه  ِشموُلتزه 


 
ِشموُلتزه: کمپین " عدالت درمانگر-  Gerechtigkeit heilt " از سال 2001  فعالیت خودش را شروع کرده است و یکی از موضوعات و بخشهای کاری انجمن یاری های پزشکی به پناهجویان در شهر بوخوم میباشد. ما یک تشکلی هستیم که در زمینه ارائه کمک در جهت حل مشکلات روحی- اجتماعی پناهجویان فعالیت میکنیمدر چهارچوب این فعالیتها به آنجا رسیدیم که امکان تراپی و درمان آسیب دیدگان روحی، یعنی آنان که قربانی شوک شدید روحی هستند را نیز به کارهای خود اضافه کنیم. امکان درمان برای قربانییان شکنجه و سرکوب و خشونت دولتی یا بازمانده گان آنان.
در جریان این کار (تراپی) به سرعت متوجه شدیم که مقابل عدالت قرار نگرفتن مجرمان و جنایتکاران در کشورهای محل وقوع جرم، امری است که در ارتباط با سلامتی و تثبیت سلامتی روحی مراجعین ما یک نقش اساسی بازی کرده و از مجازات جان سالم بدر بردن این جنایتکاران به پروسه بهبودی مراجعین ما آسیب میرساند. از اینجا بود که به این ایده و فکر رسیدیم که به این لحاظ نیز فعال شویم. این ایده که نه فقط پناهحویان را در اینجا، در آلمان حمایت کنیم، بلکه در کشورهای مبداء پناهجویان شرایطی را موجب شویم که انسانها ناچار نشوند از آنجا فرار کنند. به این ترتیب کمپین "عدالت درمانگر" بین  کمک و حمایت های روحی- اجتماعی که در مورد پناهجویان انجام میدهیم و کار حقوق بشری ما یک ارتباط برقرار میکند. ما اصل را بر این میگذاریم که مبارزه برعلیه از مجازات گریزی و تحت تعقیب قرار دادن  مجرمان و مجازات آنان، یک موضوع مهم برای قربانیان و بازماندگان آنان بشمار میاید. اینکه جنایتی که برعلیه این قربانیان بوقوع پیوسته به رسمیت شناخته شود و اینکه این قربانیان بتوانند عدالت را تجربه کنند را بسیار مهم میدانیم. چرا که این مسئله میتواند به آنان کمک کند تا به یک سبکُی و راحتی خیال برسند، امری که میتواند پروسه درمان و تثبیت سلامتی آنان را تسهیل کند. وقتی به گذشته نظر کنیم البته که ما موفقیتهائی در کار خودمان داشته ایم. در سال 2005 ما یک کنگره جهانی در شهر بوخوم سازماندهی و برگزار کردیم. ما فعالین حقوق بشری، وکلاء، روانشناسان و نیز بازماندگان  نقض حقوق بشر از 17 کشور را گرد هم آوردیم، برای اینکه آنها بتوانند برای اولین بار در سطح بین المللی در این زمینه با هم آشنا شده و بتوانند با هم انتقال تجارب کنند. این مسئله ای بود که در ارتباطات گذشته خودمان با گروه های  بین المللی متوجه آن شده بودیم که وجود نداشته است. تا آنزمان اغلب تلاشهای انجام شده در مبارزه بر علیه از مجازات گریزی مجرمان، از تجارب دیگران بی بهره بود. ما میخواستیم برعلیه این وضع کاری کنیم، اینطور بود که تصمیم گرفتیم که سعی کنیم تا بین تمام این تلاش های بین المللی یک ارتباط برقرار کرده و یک شبکه ایحاد کنیم تا از این طریق فعالیت همه فعالین جهانی در امر مبارزه با  ازمجازات گریزی مجرمان و ناقضین حقوق بشر را تقویت کنیم و از سال 2007 توانستیم این شبکه را بر قرار کنیم که نسبتا موفق کار میکند. این شبکه در حال حاضر از بیست کشور مختلف  سازمانهای عضو دارد که بصورت منظم  به لحاظ  انتقال و تبادل تجارب با یکدیگر در ارتباط بوده و فعال هستند. در سایت اینترنتی ما به آدرس  
www.gerechtigkeit-heilt.de میتوان اخبار و اطلاعات آنها، که بصورت منظم قرار داده میشود را مطالعه کرد. 

سوال: چه ابزارهای حقوقی در سطح  قوانین بین المللی موجود است که بتوان با آن مجرمان و ناقضین نقض حقوق بشر را به دادگاه کشید و تا کجا فعالیت های شما از طریق دادگستری حمایت میشوند؟


رآوخفوس: بطور خاص در ارتباط با محاکمه دیکتاتور سابق شیلی، پینوشه که قبلا از آن صحبت شد، همچنین در مورد تثبیت دادگاه بین المللی سازمان ملل در ارتباط با [ جنایتهای انجام شده در] یوگسلاوی سابق یا روآندا و یا دادگاهی که در مورد کشته شدن رفیق حریری [ نخست وزیر سابق لبنان] فعال است، در مورد همه این موارد، پرونده محاکمه پینوشه استانداردهای جدید حقوقی ای را موجب شد. از آنزمان یک نظام بین المللی حقوقی وجود دارد که بدرستی از نامی شایسته برخوردار است: "دادگاه جنایت بر علیه بشریت". این جنایات، جنایاتی هستند که به همه انسانها، همه کشورها، و همه مناطق و نظام های قضائی  در سراسر جهان مربوط است، چرا که [ ماهیت جرم به وقوع پیوسته] محدود به فقط منطقه و خاک تحت حاکمیتی که جنایت در آنجا به وقوع  پیوسته نمی باشد. این بدان معنی است که هر کسی که مرتکب چنین جنایاتی شود، که شکنجه، ناپدید شدگان، نسل کشی و قتل عام  که بطور سازمان یافته انجام شده اند، در این همین ردیف قرار دارند، هرکس که مرتکب چنین جنایاتی شده باشد، نمی تواند در هیچ جائی در جهان از مجازات بگریزد و پناهندگی نیز به او تعلق نخواهد گرفت. چنین شخصی باید از سوی همه کشورها تحت تعقیب باشد و باید یا در دادگاه به محاکمه کشیده شود یا به کشوری که جرم در آنجا بوقوع پیوسته استرداد شود. ابزارهای حقوقی مشخصی نیز وجود دارند که این حقوق بین المللی را تقویت میکنند. مدت زمانی طولانی  قبل از شکل گیری این دادگاه نیز ما کنواسیون منع شکنجه را داشتیم. این کنوانسیون کشورهای عضوی که این قرارداد را امضاء کرده اند موظف میسازد که مجرمین را، هر کجا که اقامت داشته باشند، تحت تعقیب قرار داده و آنها را مورد حمایت قرا ندهند. در این میان، از اواخر سال گذشته (2007) و سال قبل از آن نیز یک کنوانسیون مبارزه با ناپدید شدگی وجود دارد که خواسته های مشابه ای را مطرح میکند.همچنین منشوری بنام "منشور رُم" وجود دارد که بر اساس آن دادگاه  بین الملی جنائی در دن هاگ تأسیس شده است که کشورهای عضو را موظف میکند که موارد سنگین نقض حقوق بشر و جرائم خاص بر علیه بشریت  را به عنوان جرم، تحت تعقیب قرار دهند. با کمک این ابزارهای بین المللی است که میتوان وارد عمل شد و ما نیز داریم همین کار را میکنیم. برای مثال روی این کار میکنیم که حکومت هندوراس درخواست پناهندگی  مونتانارو، دیکتاتور سابق و سرنگون شده پاراگوئه را متوقف و او را به  پاراگوئه مسترد سازد، جائی که بر علیه اش پرونده ای بخاطر شکنجه و قتل در زمان دیکتاتوری نظامی او در جریان است.

سوال: و چه ایزارهای حقوقی در سطح قوانین ملی – کشوری آلمان وجود دارند؟ 

رآوخفوس: از یک سو آلمان جزء امضاء کنندگان منشور رم میباشد ( که قبلا توضیح داده شد) و مطابق آن وظایفی دارد. در رابطه با کنوانسیون منع شکنجه نیز دقیقا اینچنین است. اما در این میان آلمان در قوانین خود نیز یک قانون حقوق جزائی بین الملل ایجاد کرده است که مشخص میکند که دقیقا آلمان در مقابله با چنین جنایات [ و جنایتکارانی] چه کار باید بکند. این قانون جزائی حقوق بین الملل از سال 2002 ایجاد شده است و اجازه میدهد که بر علیه یک مجرم، حتی اگر مجرم، قربانی یا محل وقوع جرم ارتباطی با آلمان نداشته باشند، پروند ه ای تشکیل و دادگاهی به جریان بیافتد. البته این خیلی عالی بنظر میرسد و در واقع نیز یکی از مترقی ترین کتابهای حقوق جزائی آلمان به حساب میاید که به این شکل وجود دارد، اما نقاط ضعفی هم دارد و این نقاط ضعف تاکنون مانع آن شده اند که پرونده های درخوری که باید و میشد به جریان انداخت را افتتاح کرد. باید در نظر داشت که این قانون، همچون قوانین دیگر، جرائمی از یک سال و مبداء زمانی  مشخص به قبل را شامل نمیشود. بر این اساس جرائمی که قبل از سال 2002 بوقوع پیوسته باشند، یعنی قبل از به اجرا در آمدن این قانون، نمی توانند با استاد به این قانون مورد بررسی قرار بگیرند. بدین ترتیب جرم باید بعد از سال 2002 به وقوع پیوسته باشد.
 
دوم اینکه، و این نکته البته به قانون جزائی بین المللی آلمان مربوط نبوده بلکه به آئین نامه مراحل دادرسی جزائی مرتبط میباشد، دادگاه ها اجازه ندارند هیچ پرونده ای را به جریان بیاندازند اگر احتمال داده شود که پتانسیل آمدن [ آوردن] متهم به آلمان وجود نداشته باشد. که برهمین اساس نیز برخی پرونده ها رد شدند.
امکان سوم که بر اساس آن دادگاه میتواند به جریان افتادن و افتتاح یک پرونده را رد کند، و اتفاقا بر همین اساس بود که تلاش ما همراه با  اِر آ فاو ( انجمن حقوقدانان جمهوریخواه)  و چندین سازمان دیگر برای اعلان جرم بر علیه رامسفلد، وزیر دفاع سابق آمریکا رد شد، این میباشد، و همین نکته نیز در منشور رم نیز آورده شده است، که مطابق آن اگر راه های قانونی [ برای به جریان انداختن یک پرونده] در کشور مبدا هنوز به پایان نرسیده  و پرونده بسته نشده باشد، نمی توان پرونده جدیدی را در آلمان به جریان انداخت. بر همین اساس آنزمان به ما اینگونه توضیح داده شد که میتواند پرونده ای بر علیه رامسفلد در آمریکا در جریان باشد، و در این حالت، نمی توان در آلمان این پرونده را دنبال کرد. من مطمعنم که پروند ه ای برعلیه رامسفلد در آمریکا در جریان نیست، و ما بلاخره روزی خواهیم توانست همین نکته را اثبات کنیم و آنموقع برای به جریان انداختن پرونده رامسفلد دوباره تلاش خواهیم کرد


سوال: شما با کدام سازمانهای حقوق بشری در ارتباط هستید و چه اهداف مشترکی را با هم دنبال میکنید؟


 
ِشموُلتزه: در سطح بین المللی ما با سازمان های زیادی در ارتباط هستیم که نمیشود اسم همه آنها را اینجا لیست کرد، چرا که الان بیشتر از 60 سازمان را شامل میشود. سازمانهای حقوق بشری که ما با آنها در ارتباط هستیم در سراسر جهان پخش هستند. که البته اکثرا در آمریکای جنوبی و آفریقا و اروپا میباشند. آنچیزی که ما را با این سازمانها پیوند میزند، هدف آن سازمانها و هدفی است که انجمن ما، انجمن یاری های پزشکی در بوخوم برای خود تعیین کرده اند. این هدف از یک سوی مبارزه بر علیه شکنجه است، و مبارزه برعلیه از مجازات گریزی مجرمینی که مرتکب جرائم سنگین در نقض حقوق بشر شده اند، و البته هدف دیگر ارائه کمکهای روحی- اجتماعی به قربانیان و بازماندگان شکنجه، سرکوب و تحت تعقیب قرار گرفته ها از سوی اینچنین دولتهایی میباشد. اینها عمومی ترین اهدافی میباشند که مارا با هم مرتبط میسازد. اما مشخص ترین هدفی که ما در چهارچوب کمپین "عدالت درمانگر" دنبال میکنیم طبعا بر این پایه قرار دارد که  بتوانیم قدمهای مشخصی برداریم که بشود از آن طریق مجرمین را به دادگاهای بین المللی کشاند.
 
 
سوال: آیا شما با سازمان های حقوق بشری ایرانی نیز همکاری داشته یا  ارتباط  دارید. آیا تا حالا هیچ اقدام یا آکسیون اعتراضی بر علیه نقض حقوق بشر در ایران داشته اید؟

 
ِشموُلتزه: با سازمانهای ایرانی تاکنون ارتباطی ناشته ایم. اما این قبل از هر چیز به این علت است که ما تاکنون سازمانهائی را در شبکه خود به عضویت پذیرفته ایم که در سطح ملی [کشور خودشان] امکان عملی پیشبرد مبارزه بر علیه مجازات گریزی را  داشته اند. این سازمانها میتوانند اطلاعات و تجاربشان را با هم تبادل کنند. با این ترتیب آنها میتوانند استراژی و تجارب خود رادر اختیار دیگر سازمانهائی که هنوز در کشورشان امکانات [عملی و حقوقی] برای مبارزه  با مجازات گریزی وجود ندارد، قرار دهند.ایران در حال حاضر جزء کشورهائی که ما  روی آن کار میکنیم نیست. با این وجود در رابطه با ایران تاکنون ما یک آکسیون اعتراضی داشته ایم که در سال 2004 بود. در آنزمان شهرداری بوخوم یک هیئت رسمی را از ایران دعوت کرده بود تا یک نمایشگاه را بطور مشترک در موزه معدن برگزار کنند. انجمن یاری های پزشکی برای پناهجویان و کمپین عدالت درمانگر در شهر بوخوم، به آن مراسم رفتند تا بر علیه حضور معاون رئیس جمهور وقت و دیگر وزراء [و مقامات رژیم] اعتراض کنند. چند نفر از ما توانستیم [به سالن] مراسم رسمی وارد شده و همزمان پلاکاردی را بر سر دست بلند کردیم که حروف کلمه "جنایتکار- " را بر روی آن نوشته بودیم. بنا بر این ایران برای ما یک موضع بوده و هست. اما تا کنون امکانش را نداشته ایم که با سازمانهائی از این کشور ارتباط بر قرار کنیم

سوال: پس چگونه است که با کشورهائی که هنوز دیکتاتوری در آنجا حاکم هستند در ارتباط  نیستید؟

 ِشموُلتزه: در مورد ایران که توضیح دادم به چه دلیل اینطور است. اگر فعالیتهای ما همانطور که تا حالا پیش رفته، بعد از این نیز خوب ادامه پیدا کند، در نظر داریم که ارتباطامان را با کشورهائی که نقض حقوق بشر در آنجا شدید است را بیشتر کنیم. برای مثال توانسته ایم ارتباطات مهمی را در این زمینه با کنگو برقرار کنیم.همانطور که احتمالا شما نیز میدانید، در حال حاضر در استان کیوو [ در کنگو ] نقض حقوق بشر بطور گسترده ای در جریان است که از سوی طرف های درگیر متعددی صورت میگیرد. ما با دو سازمان در کنگو ارتباط بر قرار کردیم. ازجمله یک انجمن فعال در امور زنان و یک مرکز که کمک های روحی- اجتماعی به مراجعین خود ارائه میدهد، که البته هر دو در مبارزه بر علیه مجازات گریزی فعال هستندو حالا ما با هم تلاش میکنیم تا رهبر زنده یکی از سازمانهای شورشی [مسئول در کشتار و شکنجه غیر نظامیان] که در آلمان  بسرمیبرد را به دادگاه بکشیم. این آغاز کار ما در این زمینه است. ما تلاش داریم که به هر حال شبکه خودمان را به این لحاظ گسترش دهیم. اما [سازمانهای حقوق بشری] فعال در ارتباط با اینگونه کشورها نیز به ارتباط با شبکه ای چون ما نیاز دارند تا بتوانند راههای حقوقی ای که شاید بتوان از آن طریق [برعلیه دیکتاتوری حاکم بر کشورشان] اقدامی کرد را بکار بگیرند.

سوال: سازمانهای حقوق بشری اینگونه کشورها، برای مثال از ایران، چگونه میتوانند از تجارب شما استفاده کرده یا با شما ارتباط بر قرار کنند؟

 
رآوخفوس: ما هم بسیار از این استقبال خواهیم کرد اگر سازمانهای حقوق بشری ایرانی که در زمینه مبارزه برعلیه مجازات گریزی فعال هستند، بخواهند با ما ارتباط بر قرار کنند. حتی اگر نتوان این مبارزه را در ایران پیش برد، میتوان تلاش کرد در سطح بین المللی پرونده هائی را به جریان انداخت. و اگر اینگونه سازمانها با ما ارتباط برقرار کنند، و برای مثال مایل باشند از تجارب ما، یا دیگر سازمانهای عضو شبکه ما، استفاده کنند، با کمال میل به آن پاسخ داده یا ارتباط  آنها با دیگر سازمانهائی که بتوانند این تحارب را در اختیار آنها قرار دهند را برقرار میکنیم. از این نظر هر زمان که بخواهند به آنها خوش آمد میگوئیم. با این حال فکر میکنم عدم ارتباط با ما و فعال نبودن سازمانهای حقوق بشری ایرانی در این زمینه، تا حدی به وضعیت خود گروههای ایرانی در تبعید بر میگردد. موضوعی که البته خیلی زیاد هم با این مسئله مرتبط است که گروه های تبعیدی ایرانی در بین خود خیلی دچار تشتت و از هم پارگی هستند و همین از هم پاشیدگی و عدم اعتماد به هم  نیز تأثیر منفی زیادی در فعال نبودن در اینگونه زمینه ها برجای گذاشته است. به گونه ای که اغلب ممکن است سازمانی، گروه و یا سازمان دیگری  را اصلا به عنوان یک سازمان حقوق بشری به رسمیت نشناسد.

ما با همه سازمانهائی که تلاش میکنند تا جنایتکاران رژیم ملاها در ایران را به محاکمه بکشند همکاری خواهیم کرد. سازمانهائی که تلاش میکنند تا ابزارهای مشروع حقوقی را به عنوان سلاحی بر علیه دیکتاتوری به خدمت بگیرند. به چننین افراد [ و گرو ه هائی] در هر زمان که بخواهند با ما ارتباط برقرار کنند خوش آمد میگوئیم و با کمال میل آماده ایم تا اگر بخواهند پروند های را به جریان بیاندازند، در نظر و در عمل در کنارشان باشیم


 
تاریخ انجام مصاحبه: آگوست 2008  ، مرداد 1387 

 برگرفته‌ از سایت انتگراسیون

632